تبلیغات
قرارمون این بود؟


افسران - بدست آورید رابطه پیشروی داعش رو با جام جهانی فوتبال و لیگ جهانی والیبال!!





المپیک 2012=جنگ سوریه
جام جهانی2010=محاصره غزه و حمله به کاروان آزادی
المپیک 2008= حمله رویسه به گرجستان-رژیم صهیونیستی و بازهم غزه
جام جهانی 2006=جنگ 33 رژیم صهیونیستی علیه لبنان
جام ملت های اروپا1992=قتل عام مردم بوسنی توسط اروپا
جام جهانی 1982= حمله رژیم صهیونیستی به لبنان
المپیک 1948= اعلام موجودیت اسرائیل




پ.ن:
من احتمال میدم حمله به مرز های ایران رو در دستور کار دارند


طبقه بندی: سیاسی،

تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

                                                                                          به نام خدا

گمان می کرد زیبایی یعنی بزک کردن خود در مقابل آینه. آنقدر بزک می کرد که چهره واقعی اش در پشت نقاب آبرنگ ها گم می شد. این وسواس هر روزش بود. اعتماد به نفس را در بتونه کاری کردن معنا می کرد.

 اما هروقت راهی خیابان می شد نگاه های هوسناکی از کنارش عبور می کردند که حسابی رنجش می داد. خود را در میان آن نگاه های شوم همچون لقمه غذایی میدید برای سیر کردن چشم های گرسنه رهگذران.

از این تحقیری که خودش به خودش تحمیل کرده بود عذاب می کشید. اینبار وقتی جلوی آینه ایستاد با خودگفت : من بنده ای هستم که خداوند هنگام خلق من به خودش تبارک الله گفت. پس چرا خودم را برای نگاه های گرسنه کوچک کنم؟ چرا کاری کنم که بجای رضای خالق موجب رضای شیطان است؟


بوم شیطانی آینه را که هر روز خود را در آن نقاشی می کرد از دیوار اتاق برداشت و چادرش را به سر کرد. با متانت راهی خیابان شد، اینبار نه کسی به او نگاه هوسناک می کرد و نه کسی او را همچون لقمه غذایی برای سیر کردن چشم های گرسنه می دید. با آرامش و اعتماد به نفس قدم بر میداشت چرا که سپری داشت به سادگی چهره و قداست حجاب و عفاف...

 پیامبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: هر گاه زنی در حالی که آرایش کرده و معطر است از خانه‌اش خارج شود و همسرش از این عمل او خشنود باشد برای آن همسر برابر هر قدمی که آن زن برمی‌دارد خانه ای از آتش ساخته می‌شود.

پس بال‌های زنانتان را کوتاه کنید(و به آنان قدرت جولان ندهید). در بلندی بال‌هایشان پشیمانی است و کیفر آن آتش است و در کوتاهی بال‌های آنان خشنودی و سرور و بی حساب وارد بهشت شدن است.

وصیت مرا درباره زنانتان حفظ کنید تا از دشواری حساب (روز قیامت) نجات یابید و هر کس وصیت من را حفظ نکند نزد خدا چه حال بدی خواهد داشت!

«جامع الاخبار، صفحه 158»




طبقه بندی: حجاب،

تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | 11:55 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

                                                                                        هو الشاهد


بیشتر خانم ها متأسفانه این روزها فقط در پی کلاس گذاشتن و به رخ کشیدن برتری های خودشون به دیگران هستند. مدرک تحصیلی هم یکی از این کلاس گذاشتن هاست. همین موضوع متأسفانه عاملی شده تا بیشتر دختر خانم ها در انتخاب های ازدواج خودشون با مشکل بزرگی روبرو بشن.

درسته مدرک تحصیلی خیلی خوبه اما دلیل نمیشه کسی که مدرک تحصیلی بالایی داره عقل و شعور و درک و فهم بالایی هم داشته باشه. این روزها رفتن به دانشگاه مثل آب خوردن شده و هر کسی میتونه بره دانشگاه و ادامه تحصیل بده. حتی یکی از دوستان می گفت من دانشگاهی ثبت نام کردم و یه مبلغی پرداختم و اصلاً نه در کلاس حاضر میشم نه سرجلسه امتحان میرم، بعد از گذشت 2 سال میرم مدرکم رو می گیرم.

یا چند روز پیش با یک نفر که مدرک دکترا داشت هم صحبت شدم و برام جالب بود اصلاً نمیتونست درست حرف بزنه و هیچ درکی از اوضاع ساده اطراف خودش هم نداشت. تو دلم گفتم خدا رو شکر مدرک دکتراش ربطی به  پزشکی نداره وگرنه وای به حال بیماراش.


یا اصلاً فرض رو بر این می گیریم که یک خانم شوهری رو انتخاب کرده که مدرک تحصیلی بالایی داره و تو دانشگاه معتبری درس خونده و بسیار هم فهمیده هست. اما طرز تفکر و اعتقادات اون فرد با اون خانم زمین تا آسمون متفاوت هست و اصلاً حرف های همدیگه رو نمیفهمند. به نظر شما این دو نفر میتونن خوشبخت باشند؟

این موضوع رو بیشتر خانواده های مذهبی باید مد نظر قرار بدند و بدونن شاید روز های اول کلاس گذاشتن خیلی خوب باشه اما به مرور زمان وقتی همسر شما حرف شمارو نمیفهمه اون موقع متوجه میشین همه چیز مدرک تحصیلی نیست...

این حرف هارو گفتم تا به این نقطه برسم که به نظر من اگر خانمی ملاک ازدواجش رو بجای همفکری، هم مدرکی بگذاره کاملاً بی سواد و امل و صد البته بی کلاس هست.




طبقه بندی: حجاب، مذهبی،

تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - بلا و مصیبت از اعمال ناشی می "شود/عکس/تهران "

تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

آزادی‌ یواشکی زنان در ایران نام صحفه ای در فیس بوک است که در این صفحه بعضی از خانم های ایرانی عکس برداشتن روسری شان را قرار می دهند و با نوشتن مطالبی عارفانه و عاشقانه هرزگی خود را آزادی می نامند.

حامیان این صفحه مدام از استقبال مردمی آن دم می زنند اما باتوجه به ماهیت اصلی فیس بوک یعنی سکس، و جذاب بودن نام این صحفه از نظر جنسی، بخش عمده ای از مراجعین به این صفحه فقط به دنبال ارضای غریزه جنسی خود هستند.

آزادی یواشکی زنان در ایران

 با نگاهی دقیق متوجه می شویم تعداد کامنت ها و لایک های آقایان بسیار بالاتر از تعداد لایک ها و کامنت های خانم هاست. علت اصلی لایک کردن این صفحه از سمت آقایان این است که احیاناً زمانی بتوانند عکس های آزادی یواشکی غلیظتری را مشاهده کنند.

بقیه روشنگری در ادامه مطلب ...


 

آزادی یواشکی زنان در ایران

برای ثابت کردن این ادعا کافیست صفحات پسند شده و مطالب ارسال شده در صفحه شخصی تعدادی از مراجعین آقای این صحفه را مشاده کرد تا از بول هوسی آنان مطلع شد.

اما نکته قابل تأمل این صفحه عکس های دزدیده شده از صفحات شخصی کاربران فیس بوک است که البته باید به صاحب صحفه حق نیز داد چراکه برای پر کردن چشم های هیز عده ای و فعال نگاه داشتن صحفه می بایست تصاویر بیشتری انتشار دهد تاآمار لایک هایش بالاتر برود.

آزادی یواشکی زنان در ایران

 سازنده این صفحه

مسیح علی نژاد یادداشت نویس روزنامه اعتماد ملی که در محافل مطبوعاتی خود را «جوجه اردک زشت» معرفی می کرد این صفحه را در فیس بوک راه اندازی نموده است.

علی نژاد که در دوران حضور خود در ایران دارای روابطی جدی با سفارت انگلیس در ایران بود پس از فتنه۸۸   با کمک “حسین رسام” (از عوامل سفارت انگلیس که پس از فتنه ۸۸ دستگیر شد) به همراه فرزند خود از کشور گریخت.

آزادی یواشکی زنان در ایران

وی بخاطر خوش خدمتی های فراوان به دشمن، پس از دریافت اقامت در انگلیس، با وجود آنکه در دوران حضور خود در ایران حتی موفق به کسب مدرک پایان دوره متوسطه (دیپلم) نیز نشده بود، به طور رایگان در یکی از دانشگاه‌های انگلستانتحصیل کرد.

 

سوابق جاسوسی و وطن فروشی مسیح علی نژاد

مسیح علی نژاد پس از فرار از ایران در «حلقه ملکوت» به عنوان یکی از منابع اینترنتیرادیو فردا (ارگان رسمی سازمان سیا) و رادیو زمانه (ارگان رسانه ای سرویس امنیتی هلند) حضور پیدا کرد. این حلقه، با بودجه مصوب پارلمان هلند برای جنگ نرم رسانه ای با ایرانیان و جمهوری اسلامی ایران تأسیس شده و مهدی خلجی (مشاور ارشد در مؤسسه واشنگتن، لابی پژوهشی اسرائیل در آمریکا)، مهدی جامی (مدیر رادیو زمانه، ارگان سرویس اطلاعات و امنیت هلند) و عباس معروفی (روزنامه نگاری فراری) آن را اداره می کنند.

آزادی یواشکی زنان در ایران

 سوابق فساد اخلاقی مسیح علی نژاد

 مسیح علی‌نژاد که از همسر خود جدا شده است چندی پیش در صفحه فیس بوک خود تصویر رابطه جنسی خود با دوست ‌پسرش با نام “کامبیز فروهر” را برای عموم منتشر کرد و نوشت : به همین چه که آنها رابطه نامشروع و عشق نامشروع نامیده اند باید بالید و به گفته برخی از نزدیکانش دارای سابقه رابطه با چندین نفر دیگرنیز است.

آزادی یواشکی زنان در ایران

پس به وضوح روشن است شخصی که مدرک تحصیلی دیپلم هم ندارد و به دنبالبساط هرزگی هایش است، تحت هیچ شرایطی نمی تواند دلسوزی برای بانوان با فرهنگ و تحصیل کرده ایران اسلامی باشد مگر هم پیالگی های خود.

چیزی که مسیح علی نژاد آزادی یواشکی نامگذاری کرده است در واقع فاصله بسیاری با آزادی دارد. اگر آزادیست پس یواشکی بودن آن به چه معناست؟ آزادی یعنیرها شدن از بند قید و شرط ها و آزادی لحظه ای چیزی جز فریب و بروز عقده های روانی نیست و اگر آزادی یعنی برهنگی پس باید پیشکسوت آزادی را حیواناتدانست چراکه همواره برهنه بوده اند.

آزادی یواشکی زنان در ایران

و سؤال اصلی از مسیح علی نژاد اینجاست اگر برهنگی آزادیست پس چرا در کشورهای غربی زنان برای آزادی و در امان ماندن از چشم طمع مردان به گرفتنحجاب روی آورده اند؟ شما که این همه تمایلات غربی دارید و آنان را سرلوحه خود قرار می دهید و نگران حقوق زنان هستید چرا به این مسئله هیچ اشاره ای نمی کنید؟ چرا صفحه ای نمی سازید که در آن آزادی یواشکی باحجابان غرب را به نمایش بگذارید؟

آزادی یواشکی زنان در ایران

وقتی نیک به قضیه نگاه می کنیم می بینیم این صفحه فقط و فقط مکانیست برای آنان که عقده های جنسی دارند و این افراد با انتشار عکس هایشان به دنبال جذب پسران و مردان بول هوسی برای لایک کردن صفحات شخصی خود هستند و بس.

پس خانم علی نژاد بدانید زن ایرانی هویتش را به بازی های سیاسی جیره خواران نمی فروشد.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:

بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند .(بحارالانوار، ج 103، ص 235)




طبقه بندی: سیاسی، حجاب،

تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

چند وقت پیش کتاب داستان ازدواج چهارده معصوم (ع) از  سیدهادی میراشرفی رو می خوندم که بخش مربوط به ازدواج امام حسین (ع) با خانم رباب و عشق بازی های زیبای این بزرگواران نظر من رو به خودش جلب کرد. اوج عشق رباب به امام حسین (ع) آنقدر زیاد بود که هیچوقت این عشق و دوستداشتن و علاقه رو از امام محروم نمی کردند اما هیچوقت نتوانستند در مقابل عشق و علاقه ای که امام حسین (ع) به ایشان داشتند عشقی بالاتر بیارند.

امامی که از سوی بعضی ها به خشونت و ستیزه جویی متهم میشود در نهایت لطافت برای همسر و دخترش چنین شعری می سراید و ازاین بابت افتخار میکند:

لَعَمْرُک اِنِّنی لَاُحِبُّ دارا تَحُلُّ بها سکینةُ و الربابُ اُحبِّهما وَ اَبْدُلُ جُلَّ حالی وَ لَیْسَ لِلاَئمی فیها عِتابُ «به جان تو سوگند! من خانه‏ ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنها را دوست دارم و تمامی دارایی ‏ام را به پای آنها می‏ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا ملامت کند.»

شدت علاقه رباب به امام حسین (ع) تا حدی بود که بعد از واقعه عاشورا این بانوی بزرگوار  از فرط غصه و گریه، بیش از یک سال زنده نماند.

یاد بگیریم به همسر خود عشق بورزیم...

متأسفانه معضلی که این روزها زوج های ایرانی را تحت تأثیر خود قرار داده امتناع از عشق  ورزیدن به همدیگه هست. به عنوان نمونه چند روز پیش تو دانشگاه یکی از خانم های همکلاسی دوران کاردانی رو دیدم و با هم احوال پرسی کردیم. به واسطه آشنایی که با همسر ایشون داشتم خبر شوهرشون رو گرفتم. اما شروع کرد به گلایه از وضع زندگی با شوهرش. می گفت حتی محبت هم از من دریغ می کنه. حتی میخوام برم خونه مادرم میگه حق نداری پاتو اونجا بزاری و ....

به اون خانم گفتم اجازه هست تو زندگیتون دخالت کنم و مشکل رو حل کنم؟ گفت با اخلاقی از شوهرم میشناسم بعید میدونم شدنی باشه. گفتم شما کاری که من میگم انجام بدین. همین الآن یک پیامک به ایشون بزنید و بگین سلام عزیزم خسته نباشی شوهر خوبم. اگه اجازه میدی امروز یه سر به مادرم بزنم.

همکلاسی سابقم ناراحت شد و گفت : من به اون همچین حرفی بزنم؟ عمراً. گفتم دیدی عیب از شماست. شما که محبت رو از همسرت دریغ می کنی توقع داری بهت محبت کنه و باهات کنار بیاد؟ شما این پیامک رو بفرست تا متوجه بشی منظورم چی هست. ایشون پیامک رو فرستاد. چند لحظه بعد شوهرش جواب پیامکش رو داد.

متن پیامک شوهرش : سلام عزیزم. ممنون خانم خوبم. اجازه منم دست شماست اما بزار از سر کار برگشتم خودم می برمت.

بهش گفتم یعنی یه محبت کوچیک اینقدر سخت بود؟ لبخند زد و گفت حق باشما بود.

پ,ن1 : خانم ها و آقایون یادتون نره اگه شما به همسرتون محبت نکنین، هستند کسایی که جای شما محبت کنن. از من گفتن بود.

پ,ن2 : یکی نیست بگه آخه توکه ازدواج نکردی چرا به دیگرون مشاوره میدی. والا 




طبقه بندی: حجاب، مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 02:27 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
برای صاحب الزمان

می دانم نباید انتظار فرج را داشته باشم ، می دانم!


می دانم نشسته ای دعا می کنی برای ما و از خدا طلب آمرزش ما را می خواهی ، می دانم حتی زمانی برای فکر کردن به ظهور را نداری . . . 


می دانم بی بند و باری زیاد شده است ، می دانم گناهانمان دیگر حد و اندازه ای ندارد ، می دانم به کلی تو را فراموش کرده ایم . . .


می دانم موبایل هایمان دیگر رنگ و بوی اسلامی ندارد ، می دانم در پیامک هایمان همه مقدسات را به سخره میگیریم ، می دانم جامعه ازحالت اسلامی خارج شده است . . .


می دانم ذهن همه پر از سخن های القای شده دشمن شده چرا که بالای سقف هر خانه می توان نماینده دشمن ، در آن محدوده را دید . . .


همه اینها را می دانم ، اما با این وجود می خواهم ظهورت را نزدیک کنی نه برای من ، برای انسان هایی که به تو نیاز دارند ، پنج سرباز ربوده شده را میگویم یا مسلمانانی را می گویم که در نقاط مختلف جهان در روز روشن به طور وحشیانه کشته می شوند . . .


از تو می خواهم ظهورت را نزدیک کنی چرا که نائب خود ، سید علی تنهاست . . .

آقا بیا لطفا . . .




طبقه بندی: ظهور،

تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید


 برخی می گویند چادر گران است و مانتو از نظر اقتصادی با صرفه تر است و رنگ مشکی نیز باعث بوجود آمدن انواع ناراحتی های روانی و افسردگی می شود، پس بهتر است چادر مشکی به چادر صورتی و زرد و قرمز تبدیل شود.
برخی می گویند چادر گران است و مانتو از نظر اقتصادی با صرفه تر است و رنگ مشکی نیز باعث بوجود آمدن انواع ناراحتی های روانی و افسردگی می شود
در جواب باید گفت که اولا وقتی یک زن چادری که در طول یک یا دو سال از یک چادر استفاده می کند در مقایسه با خانمی که بدون چادر هرهفته با یک نوع لباس و یک نوع رنگ بیرون می آید از لحاظ اقتصادی بسیار با صزفه تر عمل می کند.
دوم اینکه زن مسلمان چادری در تمام اوقات شبانه روز چادر به سر ندارد تا رنگ مشکی بر او اثرات منفی رئانی بگذارد، بلکه چادر را برای اوقات کمی که در بیرون از منزل است استفاده می کند و در درون خانه و مکانی که نامحرم نیست می تواند از لباس های خوش رنگ و مناسب استفاده کند و اسلام هم روی این موضوع تاکید کرده است.
نکته دیگر این است که اگر این حرف شما صحت داشته باشد باید همه خانم های بد حجاب و زنانی که از انواع لباس ها و اقسام رنگ های شاد در خیابان استفاده می کنند ونظر مردان بالاخص جوانان لا ابالی را به خود خیره می کنند باید از نظر روانی و روحی سالم ترین زنان باشند در حالی که آمار و حقایق در بین این خانم ها غیر از این است.
طبق نظر این افراد جوامع غربی باید شاداب ترین و سالم ترین مردم را از نظر روحی و اخلاقی داشته باشند در حالی که همه می دانند و خود غربیها هم بارها اعتراف کرده اند که کشورهای غربی بالاترین آمار را از نظر مشکل اخلاقی و روحی در بین جامعه خود دارند.
نکته قابل تامل دیگر اینکه اگرچه بعضی از رنگ ها از جهاتی بر بعضی دیگر برتری دارند و لی تمام رنگ ها اعم از سفید وآبی و قرمز و سیاه نشانه ی عظمت و قدرت خدای توانا است و برهمین اساس قرآن کریم رنگ سیاه بعضی از کوه ها را جزء آیات و نشانه ی قدرت حق تعالی می داند.
اگرچه بعضی از رنگ ها از جهاتی بر بعضی دیگر برتری دارند و لی تمام رنگ ها اعم از سفید وآبی و قرمز و سیاه نشانه ی عظمت و قدرت خدای توانا است و برهمین اساس قرآن کریم رنگ سیاه بعضی از کوه ها را جزء آیات و نشانه ی قدرت حق تعالی می داند.
اگر رنگ سیاه به گمان این افراد این اندازه از نظر روانی برای بشر خطرناک بود خداوند حکیم قسمتی از طبیعت و بعضی از انسانها و چیزهای دیگر را سیاه نمی آفرید و اگر حرف آنها صحت داشت بایستی خداوند حکیم رنگ سیاه را از عالم می زدود. پس وجود آن نشانه ی زیبایی نظام آفرینش اعم از کوه و انسان و اشیاء دیگر است.
وقتی انسان اطلاع از دین و رابطه ی مناسبی با آن و معنویت نداشت دچار جهل و تحت تاثیر تبلیغات دشمنان اسلام قرار می گیرد و الا با این همه آثار و فواید حجاب بالاخص چادر اینقدر اشکال و سرو صدا ندارد.
باید بدانیم ریشه تمام این مسائل دو چیز است، یکی عدم معنویت و نداشتن آگاهی از دین در بعضی از مسلمانان و دیگر آنکه دشمن می داند تا وقتی که این حجاب و چادر برسر زنان و غیرت در بین مردان وجود دارد نمی تواند به اهدافش برسد.




طبقه بندی: حجاب،

تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 10:19 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

siwOpcfD.jpg

siYNgDGn.jpg

si3WyYyW.jpg

siT2wGMN.jpg

sik3sT53.jpg

si0r6HN4.jpg

siiebZxu.jpg

siSuJ4zo.jpg

siXoG2OQ.jpg

sivGBDbE.jpg

siMzmzib.jpg

si9ydKU2.jpg




طبقه بندی: حجاب، مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393 | 09:48 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - ملتفتی قضیه ناموسیه؟!

مانتو که چه عرض کنم، پیراهن بدون دکمه ی سفید و نازکش آن قدر چسبان بود که هر کوری مادر زادی هم می فهمید که کلیپس قرمزش را با بیکینیش ست کرده... این جمله را دیشب توی اینستاگرامش نوشته بود؛ آزادی قبل از انقلاب است و حالا داشت آزادانه در آزادی قدم می زد... نمی دانم کدام آزادی را می گفت؟! شاید می خواست کشف عورت کند... بی اختیار یاد شلوارک های به اصطلاح شهیده ی سبزِ لجنی ها افتادم؛ همان که مادرش به سعید کمالی دهقان، خبرنگار آن ورِ آبی، نشان داد وگفت: «عاشق عربی رقصیدن بود.»
یاد 88افتادم؛ یاد روزهایی که اشراف زاده های باسواد شمال شهر تهران؛ همان ها که پسته ی اکبری فرد اعلا می خورند؛ برای آزادی یقه جر می دادند و با فریاد: «آزادی...آزادی» می خواستند به ما بی سواد ها بفهمانند که 24 از 13 کمتر است و برای دیده شدن سطل زباله ای نماند که به آتش نکشند. وبا قر رها شده در کمر، فریاد می زدند که بسیجی واقعی همته و باکری! بی اختیار یاد وصیت نامه هاشان افتادم. صادقانه ترین حرف های یک شهید... درود بر همت آنجا که گفت: «مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم» و آنجا که برخلاف منش این خودگنده پندارانِ سر در آخور استکبار گفت: « شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند » و سلام بر زینت سپاه دین؛ آنجا که گفت: « سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر کفر و الحاد،‌عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی ودنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.»
بی اختیار نگرانِ علی شدم. نگران صدای خس خس نفس هایش که داشت به شماره می افتاد برای 70 میلیون تومان پول بی زبان. یک نگرانی دو ساله... از وقتی که هیچ بیمارستانی در ام القری جهان اسلام در پایتخت معنویت و اخلاق، او را پذیرش نکرد؛ تا این که بالاخره منش سرمایه داری با 6 میلیون تومان پول ناقابل، او رادر اتفاقات یک بیمارستان خصوصی به تخت رساند... با شاهرگ پاره، شاید به فکر جمهوریت 250000 شهیدی خمینی بود؛ در اندیشه ی رفع حصر اندیشه های بت شکن عصر خودش... به فکر این که این خون ها ریخته شد تا خوی کثیف سرمایه داری از این کشور رخت بربندد. و من نگران سبویی که داشت می شکست و می گفت: «سر خم می سلامت». داشت می شکست بدون هیچ رسانه ای... بدون هیچ هیاهویی... بدون هیچ ندایی... سانسور تا خاموشی... نه آنتونی توماس کاسه لیس بهایی ها حاضر بود؛ اسمش را بیاورد نه شهره آغداشلوی فاحشه... همون که می گفت شوهرم در راه بازیگری به من خیلی کمک کرد و مثال آورد که شوهرم، بی غیرت نشست تا در یکی از صحنه های فیلم به من تجاوز شود... خانه ای در شن و مه...
اما عزیز دلم؛ خونت آنچنان هم رنگین نیست... رقاصه نبوده ای که گوگوش برایت اشک بریزد... مچ بند سبز هم که نداری... ظریف هم نیستی... فکر می کنی حاضرند برایت در شانزالیزه نوار سرخ بکشند و صورتک بزنند I am Ali khalili ... در وتو کردن رأی مردمت و خوش رقصی برای اجنبی ها هم نقش نداشتی که اشتون به بالینت بیاید. اینجا نهایتا یک آقای ریشو می آید بالای سرت و زخم زبان می زند که رهبرت راضی نبود تو شاهرگت را پای عقیده ات بگذاری... اینجا بعضی سینه زنان حسین؛ همان ها که شاید با توهم هیئت بودند؛ عاشق حسین سکولارند... که هر محرم علی اکبرش راببرند میدان و عربا عربا برگردانند. قیمه بخورند و اشک بریزند و به قول خودشان پاک شوند... حسین اینها با حسین تو فرق می کند؛ حسین اینها فساد را تئوریزه می کند... یک سال همه غلطی می کنند و با یک شب پاک می شوند؛ بعد از هیئت هم می روند پای همان کثافت کاری ها... حسین تو اما حسین دیگری ست. یک حسین اصلاح طلب «إنما خرجت لطلب الإصلاح فی امة‏جدی رسول ا...» یک حسین اصولگرا «ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی» حسینِ «هیهات من الذله» واینها که باور ندارند خداوند بر کافرین راهی برای تسلط بر مسلمین قرار نداده است؛ تمامشان فکر می کنند استقلال یعنی کشک و باید افسارشان دست کدخدا باشد و نهایت فحششان مرگ بر ترافیک. این جانبازان جبهه نرفته و کراواتی های قلاده به حلق از جنس آنان هستند که از هیبت عباس علیه السلام؛ رزم جامه خیس کردند وقتی عمود آهنی بر سرش خورد به او دشنام دادند و عده ای لیبرال هم نمک به دست بر بالین زخمیش آمدند و گفتند فدای رخ همچون قمرت؛ چرا امان نامه نستاندی؟ بگیر که حقت بود{پناه برخدا}. بزدلانی که در کوچه ی خالی بی بی سی زرنگ شده و می گویند: فرشته ی لای زرورق نیستند. خب نباشید! به درک. چرا فاحشه ی سر گذر شدید؟ مرگ بر توتالیترهای اقتصادی، مرگ بر شکم های برجسته شده از حرام که خیلی ها را نافهم کرده است. اصلا بگذارید بقیه زیارت نامه را بگویم: «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ ، وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ ، اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً»
توی مشیر فاطمی، بانوی همسایه مان، فاطمه را دیدم. همانی که پشتِ در زمین خورده بود. روبروی پسرکی که بساط کرده بود. ساپورت فروشی که فریاد می زد حراجش کردم؛ فقط 12هزار تومن. و می گفت: این ساپورت های طرح دار به راحتی پاره نمی شود... و من نفهمیدم چه کسی تاوان این پاره نشدن را می دهد؟ چه کسی پشت فریاد های حراجش کردم جوانک دوره گرد ایستاده است؟ 13 قرن گذشت فاطمه هنوز هم پشت در است؛ اینجا هنوز هم عده ای، نام مادر را سبک می برند. روز عزا سبزه گره می زنند و زلف بر باد می دهند. فاطمیه؛ می رقصند؛ دستشان برسد یک سیلی هم می زنند.
و من سلام می کنم به 98 درصدی ها... به آنها که حرمت چادر خاکی را می فهمند... به آنها که اگر هم خطا می کنند اهل توبه اند. اهل ذکرند. ولو با یک الهی شکر... چه با خال کوبی روی بازو؛ چه با مش کردن گیسو... هنوز هم می گویند حسین... و هرکه باشند و هرچه باشند؛ می خواهند 1 درصدی نباشند.
قسم به چادر خاکی...
اگر تقوای فردی زمینه ساز تقوای اجتماعی باشد که هست؛ اگر افراد متقی، جامعه ی متقی را می سازند که می سازند؛ اگر امر به معروف و نهی از منکر ستون دین باشد که هست؛ اگر دعوت به خیر و نیکی خصوصا دعوت عملی باعث واکسینه شدن جامعه در برابر فساد می شود که می شود؛ پس مگسک را اول به سمت خودم وسپس همه ی 98 درصدی ها می گیرم و می گویم: «از ماست که بر ماست»
بعضی وقت ها هزینه ی غفلت ما سنگین است... دیروز علی خلیلی شاهرگش را برای غیرت گذاشت و شهید شد. به فکر فردا باشیم.
پی نوشت از شهید همت: زمان بازرگان به ما برچسبِ چریک زدند، زمان بنی‌صدر هم برچسب منافق ، الان هم برچسب خشک_مقدس و تحجر ، هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم برچسب‌ بارانمان کردند، حالا روزی ده برچسب دشت می‌کنیم، اما بسیجیان دلسرد نمی شوند! حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند



طبقه بندی: سیاسی، حجاب، شهدا، خدا، ظهور، مذهبی،

تاریخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - آیت الله جوادی آملی: ما موظف به عدل هستیم؛ نه اعتدال و تعادل
آیت الله جوادی آملی: ما موظف به عدل هستیم؛ نه اعتدال و تعادل. و فرق اساسی عدل و اعتدال آن است که در عدل هرچیزی در جای خود قرار می گیرد؛ پس نقصی ندارد. ولی در اعتدال و تعادل با توجه به عرضه و تقاضا کارها صورت می گیرد و برابر خواست مردم سخن گفته و برنامه تولید می شود.



طبقه بندی: سیاسی، مذهبی،

تاریخ : سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - رهبر مظلوم دلش از دست چه کسانی خون است ... ؟؟؟



طبقه بندی: سیاسی،

تاریخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - و ناگهان حاج همت وارد شد ....

25/1/92


 جشن هسته ای دانشگاه امیر کبیر - سخنران:دکتر سعید جلیلی



حضور غیرمنتظره حاج همت در جشن هسته ای

در حالی که دکتر جلیلی بسیجی جانباز کربلای پنج با پای مصنوعی از پله های سن بالا می رفت، گروه فشار دولتی فریاد بسیجی واقعی همت بود و باکری سر داد. اگر چه دانشجویان با طنین «برگ برنده ما شهید زنده ما» هیاهوی گروه فشار را ساکت کردند اما دقایقی بعد و در بخش بعدی جشن، مجری جلسه گفت: "هم اکنون مهمان سخنانی از بسیجی واقعی؛ سردار خیبر، شهید حاج ابراهیم همت هستیم"

جملات حاج همت همچون سطل آب یخی افراطی ها را مبهوت کرد:

"برای آمریکا این انقلاب قابل تحمل نیست. آمریکا با پر و بال دادن به جریان طرفدار سازش با آمریکا روند اول به سازش کشیدن انقلاب اسلامی را آغاز کرد.

مشخصا انگلیس و آمریکا می خواهند این صلح و سازش را به ما تحمیل کنند.

جبهه ملی و نهضت آزادی را جلو انداختند تا آمریکا ایران را هم در اختیار خودش داشته باشد."

همین حضور قاطع و زنده شهید همت باعث شد دیگر تا پایان جشن هسته ای؛ لیبرال میلیشیا ؛ شعار بسیجی واقعی را حذف کردند. احتمالا از این به بعد باید دنبال بسیجی های واقعی تری بگردند!

پ.ن: به قول دوستی برای این جماعت بسیجی واقعی بسیجی مردست که نتونه حرف بزنه !!!



طبقه بندی: سیاسی،

تاریخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

مورد تدبیر قرار نگیره صلوات ....

این قسمت: عادل فردوسی پور

عادل فردوسی پور هم به جمع مزدورین بی سواد اضافه شد چون بدجوری انتقاد کرد!
افسران - مورد تدبیر قرار نگیره صلوات ....



طبقه بندی: سیاسی،

تاریخ : جمعه 22 فروردین 1393 | 10:45 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید
افسران - حتی غربی ها هم تو را به رسمیت نشناختند
اقای روحانی!

همان غربی ها که تو به خاطر آنها دست و پای خود را میشکنی

تو را به رسمیت نمی شناسند ....



طبقه بندی: سیاسی،

تاریخ : جمعه 22 فروردین 1393 | 10:42 ق.ظ | نویسنده : شرمنده شهید

تعداد کل صفحات : 61 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...